تبليغاتX
گلستان
به نام خدا
((نجوم در قرآن)) 
تفسير چند آيه قرآن، تاريخ نجوم، لغت نامه قرآني و ...
 
1) تفسير آيات:
 
«انّا زَيَّنا السَّماء الدُّنياء بِزينه الكَواكِب[i]»
ما آسمان پائين را با ستارگان تزئين كرديم.
 
 
در اين آيه مي‌گويد «آسمان پائين را با كواكب تزئين كرديم» در حاليكه فرضيه‌اي كه در آن زمان بر افكار دانشمندان حاكم بود مي‌گفت فقط آسمان بالا آسمان ستارگان ثابت است (آسمان هشتم طبق فرضيه بطليموس)ولي چنانكه مي‌دانيم بطلان اين فرضيه اثبات شده و عدم پيروي قرآن از فرضيه نادرست مشهور آن زمان خود معجزه زنده‌اي از اين كتاب آسماني است.
نكته جالب ديگر اينكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زيباي ستارگان بخاطر قشر هوايي است كه اطراف زمين را فرا گرفته و آنها را به اين كار، وا مي‌دارد و اين، با تعبير «السماء الدنيا» (آسمان پائين) بسيار مناسب است اما در بيرون جو زمين، ستارگان خيره خيره نگاه مي‌كنند و فاقد تلألو هستند....
 
«والشمس و ضحها و القَمَر اذا تلها[ii]»
به خورشيد و گسترش نور آن سوگند و به ماه در آن هنگام كه بعد از آن در آيد
 
 
 
«خورشيد» مهم‌ترين و سازنده‌ترين نقش را در زندگي انسان و تمام موجودات زنده زميني دارد. علاوه بر اينكه منبع نور و حرارت است و اين دو از عوامل اصلي زندگي انسان به شمار مي‌روند، منابع ديگر حياتي نيز از آن مايه مي‌گيرند. وزش بادها، نزول بارانها، پرورش گياهان، حركت رودخانه‌ها و آبشارها و حتي پديد آمدن منابع انرژي را همچون نفت و زغال سنگ هركدام اگر درست دقت كنيم، بصورتي با نور آفتاب ارتباط دارد. بطوريكه اگر روزي اين چراغ حياتبخش خاموش گردد، تاريكي و سكوت و مرگ همه جا را فرا مي‌گيرد.
«ضحي» در اصل به معني گسترش نور آفتاب است و اين در هنگام است كه خورشيد از افق بالا بيايد و نور آن همه جا را فر گيرد. سپس به آن موقع از روز «ضحي» گفته مي‌شود...
2) تاريخ نجوم در اسلام:
يكي از مباحث مهم در دانشهاي اسلامي، دانش نجوم اسلامي است. اين موضوع بدليل مسايل عبادي مهمي است كه در اين دين وجود دارد. نخستين علومي كه ساكنان بلاد اسلامي به آن اهتمام ورزيدند علومي مانند طب، كيميا و نجوم بود، كه احكام اين علوم را بر ديگر علوم ترجيح مي دادند.
در خلال سال 180ميلادي تا قرن شانزدهم، اعراب در زمينه ي ستاره شناسي برتري يافتند. مركز فرهنگي شان بغداد بود، جايي كه در قرن هشتم كتاب المجسطي بطلميوس به زبان عربي ترجمه شد.
 البتاني929-850ميلادي پرآوازه ترين منجم عرب، تا حدود زيادي بر محتوي اين كتاب افزود. آنها ابزارهايي نظير اسطرلاب، را كه اختراع يونانيان باستان بود را تكامل بخشيده و دقيقتر از يونانيان موقعيت ستارگان را رصد كردند. اسطرلاب الگويي دو بعدي از آسمان شب است كه در قرون وسطي براي تعيين موقعيت خورشيد و ستارگان بكار مي رفت.اولين محاسبات دقيق قطر زمين توسط برادران بنو شاكر انجام گرفت.
 يكي از دلايل توجه ويژه به نجوم در دوران اسلامي تعيين تقويم و اوقات شرعي است كه مستلزم مشاهدات و محاسبات دقيق نجومي است.هندسه كروي كه توسط ابوالوفاي بوزجاني معرفي شد اين محاسبات را بطور عمده تكميل كرد....
3) نظرات علمي قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشكي و حشره شناسي:
توجه به خوردن ميوه و مواد غذايي پروتئين دار(واقعه/21-20)و(طور/22)، اعجاز اثر انگشت(قيامت/4)، شدت احساس درد توسط پوست(نساء/56)،درمان موضعي بسياري از بيماريهاي پوستي در سرما(ص/42)،اندوه ورابطه ي آن با كوري(يوسف/84)،اشاره به زخمهاي ناشي از عدم تحرك(كهف/18)، تأثير رواني رنگ سبز(رحمن/76) ، (انسان/21)و (كهف/31)،اشاره به بيماري پيري زودرس در كودكان(مزمل/17)، و.. .
4) نظرات علمي قرآن در مورد فضا ومسافرت به فضا:
تفاوت ستاره و سياره (يونس/5)و (فرقان/61)، گردش خورشيد،ماه،زمين وسيارگان در مدارهاي مشخص(يس/40-38)،(انبياء/33) و(تكوير/16-15)، پيش بيني مسافرت به فضا و عبور از جو(رحمن/33)و(انعام/125)،سقوط سنگهاي آسماني (رحمن/35)،شهابها(جن/8)،فقدان اكسيژن و هوا در ارتفاعات بالاي جو(انعام/125)تسخير كره ي ماه و احتمالاً خورشيد(ابراهيم/33)،مطالبي در مورد سياره ي زهره (طارق/3-1و.. .
5) رمزهاي اعجاز آميز قرآن :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است. 
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 فابل قسمت است. (6× 19). 
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 
4- سوره علق 19 آيه دارد. 
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است. 
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است....

+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 10:50  توسط غریبه | 
ستاره شناسی در قرآن

آفرینش جهان، انفجار بزرگ

متخصصان فیزیک نجوم، آفرینش جهان را در قالب پدیدهای عامه پسند با عنوان «انفجار بزرگ» شرح داده اند. این باور را منجمان و متخصصان فیزیک نجومی در چند دهه تایید کرده اند. طبق نظریه انفجار بزرگ، جهان در آغاز، توده عظیمی (ابر اولیه) بوده و سپس انفجار بزرگی (انفصال ثانویه) که منجر به تشکیل کهکشان ها شده رخ داده است. و با تقسیم کهکشانها؛ ستاره ها، سیاره ها، خورشید، ماه و غیره به وجود آمدند. مبدأ جهان یکی است و احتمال وقوع تصادف صفر است. قرآن در رابطه با مبدأ جهان بیان میکند: ( أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ) (سوره انبیاء بخشی از آیه 30) آیا کافران ندیدند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم. تجانس قابل توجهی بین آیه قرآن و انفجار بزرگ وجود دارد. چگونه کتابی که در 1400 سال پیش در صحرای عربستان نازل شده حاوی چنین حقایق علمی عمیقی است. 

دانشمندان میگویند قبل از تشکیل کهکشانها، ماده سماوی در آغاز به شکل گاز بود. برای توصیف ماده اولیه سماوی، کلمه دود مناسب تر از گاز است. قرآن به این حالت جهان با کلمه «دخان» که به معنای دود است اشاره مینماید: (ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ ) (سوره فصلت،آیه 11).

 

گسترش جهان در سال 1925 

ستاره شناس آمریکایی، ادوینهابل، پس از مشاهده رصدی متوجه شد که کهکشان ها از یکدیگر دور میشوند یعنی جهان در حال گسترش است. گسترش جهان هم اکنون یک حقیقت علمی تایید شده است. قرآن نیز در مورد طبیعت جهان میفرماید: (وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ) (سوره ذاریات،آیه 47) و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت میبخشیم. کلمه موسعون «وسعت میبخشیم» ترجمه شده است و اشاره به گسترش روز افزون جهان دارد. استیون هاکین در کتابش تاریخ مختصر زمان میگوید: «کشف گسترش جهان یکی از بزرگترین انقلاب های عقلانی قرن بیستم است. قرآن حتی قبل از این که انسان تلسکوپی بسازد به گسترش جهان اشاره می کند.» 

آیا کافران نمی دانند که آسمانها و زمین بسته بودند ، ما آنها را گشودیم و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم؟ چرا ایمان نمی آورند؟ (انبیاء آیه 30)

ممکن است بگویند وجود حقایق نجومی در قرآن تعجب برانگیز نیست زیرا عرب ها در زمینه ستاره شناسی پیشرفته بودند. در این مورد حق با آنهاست. ولی آنها درک نمیکنند که قرآن قرن ها قبل از آنکه عرب ها در زمینه ستاره شناسی برتری یابند نازل شد. علاوه بر این بسیاری از حقایق علمی که در رابطه با ستاره شناسی ذکر شد، از قبیل آغاز جهان با یک انفجار بزرگ،برای عرب ها حتی هنگامی که در اوج پیشرفت علمی بودند نا آشنا بود. پس حقایق علمی قرآن به سبب پیشرفت آنها در زمینه ستاره شناسی نبود، بلکه چون علم نجوم در قرآن جایگاهی داشت، عرب ها در این زمینه پیشرفت کردند. فیزیک در گذشته نظریه مشهوری تحت عنوان «ئوری ذره گرایی» بسیار مورد قبول بود. این تئوری را یونانیان، بخصوص فردی به نام دی ماکرِتِس 23 قرن پیش مطرح کرد. بعد از او مردم تصور میکردند کوچکترین جزء ماده اتم است. عرب ها نیز همین عقیده را داشتند.

کلمه عربی ذره به معنای اتم بود. علم جدید می گوید اتم نیز قابل تجزیه است. 14 قرن پیش حتی یک عرب این مطلب را نمی دانست. تصور او این بود که کوچکتر از ذرّه وجود ندارد. به هر حال،قرآن این محدودیت را رد میکند. 

(وَ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَأْتِینَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتَأْتِیَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ )(سوره سبا،آیه 3) 

کافران گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. بگو: آری به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذرّه ای در آسمان ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکترین از آن و نه بزرگتر، مگر این که در کتابی آشکار ثبت است. این آیه به علم لایتناهی خدا، علم او بر همه چیز چه پیدا و چه پنهان، اشاره میکند. سپس فراتر می رود و می گوید: خدا از همه چیز، چه کوچکتر و چه بزرگتر از یک ذرّه آگاه است. بنابراین این آیه به وضوح امکان وجود چیزی کوچکتر از ذرّه را نیز نشان می دهد، حقیقتی که فقط علم جدید آن را کشف کرده است.

 

منبع: بشارت، مهر و آبان 1388 - شماره 73 

تخلیص : گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی


+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 10:3  توسط غریبه | 
ستاره شناسی در قرآن

آفرینش جهان، انفجار بزرگ

متخصصان فیزیک نجوم، آفرینش جهان را در قالب پدیدهای عامه پسند با عنوان «انفجار بزرگ» شرح داده اند. این باور را منجمان و متخصصان فیزیک نجومی در چند دهه تایید کرده اند. طبق نظریه انفجار بزرگ، جهان در آغاز، توده عظیمی (ابر اولیه) بوده و سپس انفجار بزرگی (انفصال ثانویه) که منجر به تشکیل کهکشان ها شده رخ داده است. و با تقسیم کهکشانها؛ ستاره ها، سیاره ها، خورشید، ماه و غیره به وجود آمدند. مبدأ جهان یکی است و احتمال وقوع تصادف صفر است. قرآن در رابطه با مبدأ جهان بیان میکند: ( أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ) (سوره انبیاء بخشی از آیه 30) آیا کافران ندیدند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم. تجانس قابل توجهی بین آیه قرآن و انفجار بزرگ وجود دارد. چگونه کتابی که در 1400 سال پیش در صحرای عربستان نازل شده حاوی چنین حقایق علمی عمیقی است. 

دانشمندان میگویند قبل از تشکیل کهکشانها، ماده سماوی در آغاز به شکل گاز بود. برای توصیف ماده اولیه سماوی، کلمه دود مناسب تر از گاز است. قرآن به این حالت جهان با کلمه «دخان» که به معنای دود است اشاره مینماید: (ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ ) (سوره فصلت،آیه 11).

 

گسترش جهان در سال 1925 

ستاره شناس آمریکایی، ادوینهابل، پس از مشاهده رصدی متوجه شد که کهکشان ها از یکدیگر دور میشوند یعنی جهان در حال گسترش است. گسترش جهان هم اکنون یک حقیقت علمی تایید شده است. قرآن نیز در مورد طبیعت جهان میفرماید: (وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ) (سوره ذاریات،آیه 47) و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت میبخشیم. کلمه موسعون «وسعت میبخشیم» ترجمه شده است و اشاره به گسترش روز افزون جهان دارد. استیون هاکین در کتابش تاریخ مختصر زمان میگوید: «کشف گسترش جهان یکی از بزرگترین انقلاب های عقلانی قرن بیستم است. قرآن حتی قبل از این که انسان تلسکوپی بسازد به گسترش جهان اشاره می کند.» 

آیا کافران نمی دانند که آسمانها و زمین بسته بودند ، ما آنها را گشودیم و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم؟ چرا ایمان نمی آورند؟ (انبیاء آیه 30)

ممکن است بگویند وجود حقایق نجومی در قرآن تعجب برانگیز نیست زیرا عرب ها در زمینه ستاره شناسی پیشرفته بودند. در این مورد حق با آنهاست. ولی آنها درک نمیکنند که قرآن قرن ها قبل از آنکه عرب ها در زمینه ستاره شناسی برتری یابند نازل شد. علاوه بر این بسیاری از حقایق علمی که در رابطه با ستاره شناسی ذکر شد، از قبیل آغاز جهان با یک انفجار بزرگ،برای عرب ها حتی هنگامی که در اوج پیشرفت علمی بودند نا آشنا بود. پس حقایق علمی قرآن به سبب پیشرفت آنها در زمینه ستاره شناسی نبود، بلکه چون علم نجوم در قرآن جایگاهی داشت، عرب ها در این زمینه پیشرفت کردند. فیزیک در گذشته نظریه مشهوری تحت عنوان «ئوری ذره گرایی» بسیار مورد قبول بود. این تئوری را یونانیان، بخصوص فردی به نام دی ماکرِتِس 23 قرن پیش مطرح کرد. بعد از او مردم تصور میکردند کوچکترین جزء ماده اتم است. عرب ها نیز همین عقیده را داشتند.

کلمه عربی ذره به معنای اتم بود. علم جدید می گوید اتم نیز قابل تجزیه است. 14 قرن پیش حتی یک عرب این مطلب را نمی دانست. تصور او این بود که کوچکتر از ذرّه وجود ندارد. به هر حال،قرآن این محدودیت را رد میکند. 

(وَ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَأْتِینَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتَأْتِیَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ )(سوره سبا،آیه 3) 

کافران گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. بگو: آری به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذرّه ای در آسمان ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکترین از آن و نه بزرگتر، مگر این که در کتابی آشکار ثبت است. این آیه به علم لایتناهی خدا، علم او بر همه چیز چه پیدا و چه پنهان، اشاره میکند. سپس فراتر می رود و می گوید: خدا از همه چیز، چه کوچکتر و چه بزرگتر از یک ذرّه آگاه است. بنابراین این آیه به وضوح امکان وجود چیزی کوچکتر از ذرّه را نیز نشان می دهد، حقیقتی که فقط علم جدید آن را کشف کرده است.

 

منبع: بشارت، مهر و آبان 1388 - شماره 73 

تخلیص : گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی


+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر1389ساعت 10:3  توسط غریبه | 

از ازل مهـرت پــریشــانم نمود

عشقت آتش بود و ویرانم نمود

تا که جــان را با تنم آمیختنــد

داغ وصــلت بر دلــم آویختنــد

هر زمان روزم به شب ، شب روز شد

هــــر تـــرانـه در فــــراقت سوز شـــــد

بر دلم گفتی که باید خوار شد

تا که در کوی عزیزان یار شد

گفتی از طوفان و باران چون گذشت

تــــا توان بر مــرکب یــــاران نشست

تـــا سحر جز یـــاد تو یادی نبود

خواب را با چشم من دشمن نمود

سالها را در پی وصلت شـــدم

عاقبت محکوم بر فصلت شدم

دل بـــه امیــــد وصالت می تپید

جسم با سودای تو جان می خرید

چشمها در انتظارت خیره ماند

قلب از هجران رویت تیره ماند

اشک ، باران شد به دامانم گریخت

رشتـــه ی امیـــد را هر دم گسیخت

دفتر شـــادی زهجرت بستــه شد

بلبل از بیهوده خواندن خسته شد

شمع ، چون پروانه را بیگانه دید

بر وجودش بی صـــدا آتش کشید

با هــــزار امیــــد بر کویت شـــدم

یک زمان سرگشته ی رویت شدم

هــــر زمان از دیگری پیشی گـرفت

هر کسی در این جهان کیشی گرفت

آه در شهــــر دلت تنهــــا شــدم

عاقبت سرگشته ای رسوا شدم

نـــاامید از مأمنم بـاز آمدم

در پی زنـــدانی راز آمـــدم

رفت جان از تن ،تنم بیمار شد

دل زدستم رفت چون بی یار شد

چشم دیــــدار تن بیمــار من

شادیت بود و نمود آزار من

روز و شب دامن بـــدین آتش زدی

هرکه در راه تو شد ، راهش زدی

رفتــم و دیگر ندادم دل به کس

هیچکس یارم نشد جز با هوس

رفتم و محرم به نامحرم شدم

با دل هر بیـــدلی همـــدم شدم

ارمغانی زین سفر حاصل نشد

جز غم هجران کسی با دل نشد
+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 16:46  توسط غریبه | 
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک قلب
*******
بگو با من چه کردی مهربانم که ابری شد تمام آسمانم بیا آتش بزن خاکسترم کن بدون تو نمی خواهم بمانم
********
دوست دارم تا شبی در کلبه مهمانت کنم از نوک پا تا لبانت بوسه بارانت کنم.
******

معطر گشته از زلفت تمام عالم هستی بدان تا آسمان برجاست تو سلطان دلم هستی
*********
وقتی تنها شدی بدان خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش
**********
بار الهی ما حال نداریم به راه راست هدایت شویم-راه راست را به سوی ما کج بفرما
*********
گر طبیبانه بیایی به سر یالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
*********
تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی همتی کن و بگو ماهی ها حوض شان بی آب است
*********
تا وعده ی قیامت تو صبر می کنیم/بر داغ بی نهایت تو صبر می کنیم/ای از تبار آینه و آفتاب و عشق/تا مژده ی زیارت تو صبر می کنیم
********
سال ها پیش که کودک بودم سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را بند می زد با عشق و من آن روز به خود می گفتم آخر این هم شد کار؟ ولی امروز که دیگر اثری از او نیست چینی دل ترکی دارد و من دربه در کوی به کوی در پی بند زنی می گرد
********
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود/گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود/گاهی گدایی و بخت با تو نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود/
*******
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران /شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران
********
بیایید در این خاک در این مزرعه ی پاک به جزعشق به جز مهر دگر هیچ نکاریم
********
ای با صفا هر روز می دهم ندا اگر داشتی وفا اس ام اس می دادی گدا
********
اذان صبح آوایی ست که همگان می شنوند اما فقط آنهایی که اهل قیامند به پا می خیزند
********
آنکه با زندگی می سازد زندگی را می بازد با زندگی نساز زندگی را بساز
*******
غبار از چهره ی نازت بگیرم / شبی من پرده از رازت بگیرم تو در چشمان من یک سیب سرخی خدا قسمت کند گازت بگیرم
********
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری؟/به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری
ببخشید که بیشترش تکراری بود
+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 7:8  توسط غریبه | 
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد،تو او را خراب کردی، 
خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم،
تو دلم را شکستی،
عشق هر کسی را که به دل گرفتم،
تو قرار از من گرفتی، 
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، 
در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی،
برای دلم امنیتی به وجود آورم،
تو یکباره همه را برهم زدی،
و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی،
تا هیچ آرزویی در دل نپرورم 
هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم....
تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم
و به جز تو آرزویی نداشته باشم،
و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، 

 و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم." 

تو این چنین کردی تا به غیر تو محبوبی نگیرم

از دکتر مصطفی چمران

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 22:28  توسط غریبه | 
دلم گرفته برایت
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت
ترا ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود ، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟
به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت
"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!


+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:34  توسط غریبه | 
ساختم با آتش دل لاله زاري شد مرا
سوختم خار تعلق نوبهاري شد مرا

سينه را چون گل زدم چاك اول از بيطاقتي

آخر از زندان تن راه فراري شد مرا

هر چراغي در ره گمگشته اي افروختم

در شب تار عدم شمع مزاري شد مرا

دل به داغ عشق خوش كردم گل از خارم دميد

خو گرفتم با غم دل غمگساري شد مرا

گوهر تنهائي از فيض جنون دارم به دست

گوشه ي ويرانه گنج شاهواري شد مرا

كج نهادان را از كس باور نيايد حرف راست

عيب خود بي پرده گفتم پرده داري شد مرا

پيش پيكان بلا سنگ مزارم شد سپهر

جا به صحراي عدم كردم حصاري شد مرا

چون نسوزم شمع سان ؟كز داغ محرومي رهي

بر جگر هر شعله ي آهي شراري شد مرا


+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 9:6  توسط غریبه | 

صد تا ستاره ی قشنگ پیشکش چشم روشنت

چقدر گلا که وا می شن موقع خنده کردنت

بین دو تا یلدای ما،افتاد یه دنیا فاصله

همش غمو دلواپسی همش بدی همش گله

تو نیستی مثل اون روزا ،بگو برم یا بمونم؟

فکر نکنی ناز میکنم جوابشو نمی دونم

کتاب که از تو نمی خوام یکی دو خطی بنویس

خسته شدم از این هوای ابری و چشمهای خیس

حساب چشمهای تو از تموم خورشیدا جداس

نذار که این بارم بگه جواب نامه با خداس!

عاشقی که اجباری نیست دوستم نداشته باش ولی

یه جور بهم نشون بده،صاحب لحن مخملی...........!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 13:2  توسط غریبه | 
مهر خوبان دل و دين از همه بي پروا برد
 
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبــــــــــا برد


 ( علامه طباطبايي )


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 7:12  توسط غریبه | 
از بس که خسته ام دگر از ناله های سوت

  از لحظه های ممتد آبستن سکوت

یک گوشه حیاط تو مشغول می شوم

  لب تشنه شکفتن گل های سرخ روت

شاید مرا کنار خودت حس کنی ، ولی 

  مهمان نمی کنی من و دل را به گفتگوت

ای شور عاشقانه ترین شعرها لبت

  چیزی نمانده از تن زارم به جز قنوت

در لحظه های بی تو نفس تنگ می شود

  بر پیکرم که پر شده از تار عنکبوت

جانی دوباره بخش مسیحای آشنا

  در لحظه های ممتد آبستن سکوت


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 7:8  توسط غریبه | 

بگذار دل و زخم ونمک جور بماند

این جشن فجیعانه و این سور بماند

 

شیرین تراز آنی که نخواهم برو بگذار

تا در سر من عشق تو پرشور بماند

 

آباد تو دیگر نشوم باد از این پس

این کاخ فرو ریخته مغرور بماند

 

دیگر چه نیازی است به شهلایی چشمم

بگذار پس از دیدن تو کور بماند

 

حیف است که نزدیک شود ماه به برکه

خوب است که از من چقدر دور بماند

 

هر آینه از من بگذر تا که مبادا

بردامنت این وصله ناجور بماند

 

حالا تن من گور هزاران زن مرده است

می خواست که پیراهن من گور بماند

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:37  توسط غریبه | 

باران برایت مجلس ترحیم می گیرد

حال و هوای سینه ام را بیم می گیرد

 

اینجا غروبی خسته و غمگین سراغت را

از برگهای آخر تقویم می گیرد

 

یک نیمه سیب سرخ گاهی در خیال خویش

کام خودش را از لب آن نیم می گیرد

 

 

عشق خداوند و تو در قلبم نمی گنجد

روزی تعادل را از این اقلیم می گیرد

 

تو آن بت سرخی که در این داستان آخر

چشمت تبر از دست ابراهیم می گیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:32  توسط غریبه | 

ابــر وقتـي از غـــم چشــم تو غـافل مي شود

جـــاي باران ميــوه اش زهـر هـلاهل مي شود

سر بچــــرخان،از تنـت بيرون بيا،لخـتي برقص

در هــواي چيــــدنت دستان من دل مي شود

سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدري بخند

ديــن من با خنــده ي گرم تو كــامـــل مي شود

هـر طرف رو مي كنم ، محرابي از ابروي توست

رو بگــردانــي ، نمــــاز خلـق  بـاطـل مي شـود

مي تـواني تـب كني بغـض زميــــن را بشـكني

بي نگــــاهــت، آب اقيـــانوس ها  گل مي شود

چشـم هايم را بگير و چشــــــم هايت را مگير

اي كه بي چشم تو كار عشق مشكل مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:32  توسط غریبه | 

 

تو مپندار که از عشق تو دل برگيرم

ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري

من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم

 

کاش هرگز در محبت شک نبود
    تک سوار مهرباني تک نبود
    کاش بر لوحي که بر جان دل است
    واژه ي تلخ خيانت حک نبود

 

 

 

 

ديدم که تو دريا شدي و رود شدم

در وسعت چشمان تو محدود شدم

آن روز که در آتش عشق افتادم

سرسبزتر از آتش نمرود شدم

 

 

 

درسکوت دادگاه سرنوشت

عشق برما حکم سنگيني نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

واي بر اين حکم و اين قانون زشت

 

 

طبيبان بر سر بالين من آهسته مي گفتند

که امشب تا سحر اين عاشق دلخسته مي ميرد

ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خيزد

چه سنگين ميرود اين مرده از بس آرزو دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:29  توسط غریبه | 

 

تو مپندار که از عشق تو دل برگيرم

ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري

من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم

 

کاش هرگز در محبت شک نبود
    تک سوار مهرباني تک نبود
    کاش بر لوحي که بر جان دل است
    واژه ي تلخ خيانت حک نبود

 

 

 

 

ديدم که تو دريا شدي و رود شدم

در وسعت چشمان تو محدود شدم

آن روز که در آتش عشق افتادم

سرسبزتر از آتش نمرود شدم

 

 

 

درسکوت دادگاه سرنوشت

عشق برما حکم سنگيني نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

واي بر اين حکم و اين قانون زشت

 

 

طبيبان بر سر بالين من آهسته مي گفتند

که امشب تا سحر اين عاشق دلخسته مي ميرد

ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خيزد

چه سنگين ميرود اين مرده از بس آرزو دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:29  توسط غریبه | 

خواب دیدم تشنه سیراب را در کربلا


قصه آرامش سیلاب را در کربلا


چشم خونین فرات از بابت یک لقمه آب


اشک می زد لشکر میراب را در کربلا


ال عطش گویان کنار نهر الغم ، سینه ای


بر زمین زد اعتبار آب را در کربلا


خورد تیری همچو خنجر کودک شش ماهه ای


تا بگوید پاسخ مهتاب را در کربلا


باغبان گل را کفن می کرد و می زد خنده ای


تا نگه دارد غم آداب را در کربلا


خواهری دیدم کنار حجمی از نامردمی


جار می زد قصه محراب را در کربلا


تشنه ای دیدم به روی نیزه ها سیراب عشق


می دهد لب تشنه درس آب را در کربلا


خواب دیدم در کنار مقتل آزادگی


امتحان تشنه سیراب را در کربلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 18:52  توسط غریبه | 

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت


در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت


خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد


تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

 
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت

 
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت


مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت

 
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

 
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی

 
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت


بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید

 
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت

 
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول


چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت

 
همنوای دل من بود و به تنگام قفس


ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 8:23  توسط غریبه | 

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

 پرده خلوت این غمکده بالا زد و رفت

 کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

 خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

خرمن سوخته ما به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد

 آتش شوق در این جان شکیبا زد و رفت

 بود آیا که ز دیوانه خود یاد کند

 آنکه زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

رفت و از گریه طوفانی ام اندیشه نکرد

 چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 8:11  توسط غریبه | 

دلت شاد لبت خندان بماند

برایت عمر جاویدان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

هر آن خواهی برایت آن بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبزه باشد

برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 15:14  توسط غریبه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غریبه

پیوندهای روزانه
زمزه های دلتنگی
عکس و مطلب
sms
واژه های آشنا
خوش آمدید
سلطان غم
شاهزاده ی عشق
مهمون ناخونده
شاهزاده ی عشق
مژده2007
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته دوم بهمن 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
آرشيو
پیوندها
نگاه سکوت(عادله)
شیرینی پزی
اختلاف دخترا و پسرا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM